تبليغاتX
تک ستاره شبهای یلدا

اگر ميدانستي که چقدر دوستت دارم
سکوت را رها ميکردي
وتمامي ذرات وجودت عشق را فرياد ميزد

اگر ميدانستي که چقدر دوستت دارم
صورتم را مي‌شستي
و اشکهايم را با دستان عاشقت بر باد مي‌دادي

اگر ميدانستي که چقدر دوستت دارم
نگاهت را تا ابد بر من ميدوختي
تا من در معصوميت نگاه تو رازهاي يک عشق زميني را با خود به عرش خدا ببرم

اگر ميدانستي که چقدر دوستت دارم
هرگز مرا نمي آزردي
که اين غريبه تنها جز چشمانت پنجره‌اي
وجز عشقت بهانه‌اي براي زيستن ندارد

اگر ميدانستي که چقدر دوستت دارم
همه چيزت را فدايم ميکردي
همه آن چيزها که يک عمر برايش زحمت کشيده‌اي وگريسته‌اي

اگر ميدانستي که چقدر دوستت دارم
همه چيز را رها ميکردي
همه آن چيزها که در بندت کشيده است
غرورت را...قلبت را...حرفت را ...
همانگونه که من رها کردم
غرورم را شکستم,قلبم را شکستي,حرفم را...
حرفم را بپذير تا تمامي آنچه که از دست داده‌ام باز يابم

اگر ميدانستي که چقدر دوستت دارم
هرگز دلم را نمي شکستي
که خانه عشق شايسته ويراني نيست

اگر ميدانستي که چقدر دوستت دارم
دوستم ميداشتي
همچون عشق که عاشقانش را دوست دارد

کاش ميدانستي که چقدر دوستت دارم
کاش ميدانستي
کاش...



+ نوشته شده توسط سیمین در جمعه 1386/01/10 و ساعت 4:25 بعد از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM