|
سراب بارانی
22 تیر 87 - 14:45 |
|
مسافر خیال تو می شوم در این تکرار بیرحم جدائی ها و فاصله ها ،
نگاهت را به روشنایی کدام ستاره سپرده ای که سیاهی ابرهای انتظار مرا نمی بینی ؟
ببین مرا که چه بی شکیب ،صبورم و چه جاودانه ایستادم .
خزان هزار رنگ فاصله ها را به سبزینگی آمدنت پیوند بزن که چشمانم از سراب حضورت همیشه بارانی ست . بیا کنارم بمان ، زیرا من از زمستان جدائی می ترسم . |
+ نوشته شده توسط سیمین در جمعه 1387/04/28 و ساعت
6:24 بعد از ظهر |

